تبليغاتX
فاطیما
منتظران را به لب آمد نفس *** ای شه خوبان تو به فریاد رس
 با خاکیان افلاک نشین 3 (رجبعلی خیاط) - فاطیما

 

اَينَ مُعِزُّ الأولِياءِ وَ مُذِلُّ الأعدَاءِ

 

Where is the one who honors the friends and debases the enemies ?

 

کجاست عزيز کنندۀ اولياء و ذليل کنندۀ دشمنان ؟

هو الحکيم و الحاکم

  

 

 


فرا رسيدن ماه مبارک رمضان بر شما خواهران و برادران عزيز و تمامی ملت بزرگوار ايران زمين مبارک باد .

 

 

 

 


سحر از شوق رخت راهی ميخانه شدم

طالب ديدن آن چهرۀ مستانه شدم

شود آيا زِ رُخت پرده گشايی ز کرم

که من از پرده نشينی تو ديوانه شدم

چهره از پشت حجاب دل ما بيرون کن

که خريدار تو با اين دل ويوانه شدم

قسمتم چون که تماشای جمال تو نشد

گرد نام تو گل فاطمه ، پروانه شدم

گوشۀ چشمی به من خستۀ بيچاره نما

که دگر طالب يک لطف کريمانه شدم

کيميای نظرت بر دو جهان می ارزد

نظری کن که دگر خسته ز بيگانه شدم

ز فراق رُخت ای پادشه کشور عشق

جان به لب آمد و مشتاق تو جانانه شدم

« محمّدعلی شهاب »

 

 

 


با خاکيان افلاک نشين

عارف کامل

مرحوم رجبعلی نکوگويان

معروف به

شيخ رجبعلي خياط

کار :

خياطی يکی از شغلهای پسنديده در اسلام است . لقمان حکيم اين شغل را برای خود انتخاب کرده بود . در حديث است که پيامبر خدا (ص) فرمود :

« کار مردان نيک خياطی است و کار زنان نيک ريسندگی » .

جناب شيخ برای اداره زندگی خود ، اين شغل را انتخاب و از اين رو به

« شيخ رجبعلی خياط »

معروف شد . جالب است بدانيم که خانه ساده و محقر شيخ ، با خصوصياتی که پيشتر بيان شد ، کارگاه خياطی او نيز بود .

يکی از فرزندان شيخ می گويد : ابتدا پدرم در يک کاروانسرا حجره ای داشت ، و در آن خياطی می کرد . روزی مالک حجره آمد و گفت : راضی نيستم اينجا بمانی . پدرم بدون چون و چرا و بدون اينکه حقّی از او طلب کند ، فردای آن روز چرخ و ميز خياطی را به خانه آورد و حجره را تخليه و تحويل داد ، از آن پس در منزل ، از اتاقی که نزديک ِ در خانه بود برای کارگاه خياطی استفاده می کرد .

جديّت در کار :

جناب شيخ در کار خود بسيار جدی بود و تا آخرين روزهای زندگی تلاش می کرد  تا از دست رنج خود زندگيش را اداره کند . با اين که ارادتمندان وی با دل و جان حاضر بودند زندگی ساده او را اداره کنند ، ولی او حاضر به چنين کاری نشد .

در حديثی از رسول اکرم (ص) آمده است : « هر که از دست رنج خود گذران زندگی کند ، روز قيامت در شمار پيامبران باشد و پاداش پيامبران بگيرد » .

يکی از دوستان شيخ می گويد : فراموش نمی کنم که روزی در ايام تابستان در بازار ، جناب شيخ را ديدم ، در حالی که از ضعف  رنگش مايل به زردی بود . قدری وسايل و ابزار خياطی را خريداری و به سوی منزل مي رفت ، به او گفتم : آقا ! قدری استراحت کنيد ، حال شما خوب نيست . فرمود : « عيال و اولاد را چه کنم ؟ » .

در حديث است که رسول خدا (ص) فرمود : « خداوند دوست دارد که بنده خود را در راه بدست آوردن روزی حلال ، خسته ببيند » .

« مَلعونٌ مَلعونٌ مَن ضَيَّعَ مَن يَعُولُ

ملعون است ، ملعون است کسی که هزينه خانواده خود را تامين نکند » .

برگرفته از کتاب

« کيميای محبّت »

تأليف حجت الاسلام محمّدی ری شهری

 

 

مکه 

 

 

 

 

 

 

شمع وجود

 

 

آيد آن روز که من هجرت از اين خانه کنم ؟

از جهان پر زده بر شاخ عدم لانه کنم ؟

رسد آن حال که در شمع وجود دلدار

بال و پر سوخته کار شب پروانه کنم

روی از خانقه و صومعه بر گردانم

سجده بر خاک در ساقی ميخانه کنم

حال ، حاصل نشد از موعظه صوفی وشيخ

رو بکوی صنمی واله و ديوانه کنم

گيسو و خال لبت دانه و دامند چسان

مرغ دل فارغ از اين دام و دانه کنم ؟

شود آيا که از اين بتکده بر بندم رخت

پر زنان پشت بر اين خانه بيگانه کنم ؟

 

 

بر گرفته از

ديوان امام

« پير عاشقان و عارفان »

« حضرت روح الله الموسوی الخميني »

 

 

 

 

 

 

 

Hamidreza-56@hotmail.com

 

 

 

م

 

 

 

 

ديگران گر به تماشاي جمال تو خوشند

ما شب و روز به يک وعدۀ ديدار خوشيم

ملاقت يار

امام زمان (عج) حافظ ايران است

در دوران جنگ جهانی اول و اشغال ايران توسط قوای انگليس و روس که حملات و هجومها به ملت ايران اوج گرفته بود ، مرحوم آيت الله العظمی نائينی خيلی پريشان بودند و نگران از اينکه اين وضع به کجا خواهد انجاميد ، نکند که اين کشور محبّ و دوستدار امام زمان (عج) از بين برود و سقوط کند .

در همين زمانها شبی به امام عصر (عج) متوسل می شوند و در حال توسل و گريه و ناراحتی به خواب می روند و خواب می بينند :

ديواری است به شکل نقشۀ ايران و اين ديوار شکست برداشته و خم شده و در حال افتادن است . در زير ديوار يک عده زن و بچه نشسته اند و ديوار دارد روی سر اينها خراب می شود .

مرحوم نائينی (ره) وقتی اين صحنه را می بينند به قدری نگران می شوند که فرياد می زنند و می گويند : خدايا اين وضع به کجا خواهد انجاميد . در اين حال می بينند که حضرت ولی عصر (عج) تشريف می آورند و انگشت مبارکشان را به طرف ديواری که خم شده و در حال افتادن بود گرفتند و آن را بلند کردند و بار دگر سر جايش قرار دادند .

و آنگاه حضرت مهدی (عج) فرمودند : « اينجا خانه شيعيان ماست ، می شکند ، خم می شود ، خطر هست ولی نمی گذاريم سقوط کند ما نگهش می داريم » .

بر گرفته از سالنامه محض يار مهربان

 

 

|+| روشن شده توسط حمیدرضا در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386  |
 با خاکیان افلاک نشین 2 ...

حضرت محمد بن عبدالله (ص) :

إنَّ أعظَمَ النّاس يَقيناً قَومٌ يَکونونَ فيِ اخِرِ الزَّمانِ لَم يَلحَقوُا النَّبيَّ و َ حُجِبَ عَلَيهِم الحُجَّةُ فَامَنوا بِسوُادٍ في بَياضٍ .

 

والا ترين مردم از نظر یقین قومی هستند که در آخر الزمان که پیامبر (ص) را درک نکرده و حجت خدا از آنها مخفی شده و آنها به مرکب سیاه روی کاغذ سفید ایمان آورده اند .

هو الرحمن و الرحيم

 

فرا رسيدن ماه مبارک رمضان بر شما خواهران و برادران عزيز و تمامی ملت بزرگوار ايران زمين مبارک باد .

 

مرحوم شيخ صدوق به سند معتبر روايت کرده از حضرت امام رضا (ع) و آن امام همام از پدران بزرگوار خود و آنان از حضرت امير المومنين علي بن ابي طالب (ع) که فرمود : « خطبه اي خواند براي ما روزي حضرت رسول خدا (ص) پس فرمود : « يا أيها النّاس بدرستي که رو کرده است به سوي شما ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش . ماهي است که نزد خدا بهترين ماهها است و روزهايش بهترين روزهاست و شبهايش بهترين شبها و ساعتهايش بهترين ساعات و آن ماهعيست که خوانده اند شما در آن به سوي ضيافت خدا و گرديده اند در آن از اهل کرامت خدا . نفَس های شما در آن ثواب تسبيح و خواب شما ثواب عبادت دارد و عملهاي شما در آن مقبول و دعاهاي شما در آن مستجابست . پس سءوال کنيد از پروردگار خود به نيتهاي درست و دلهاي پاکيزه از گناهان و صفات ذميمه ، که توفيق دهد شما را براي روزه داشتن آن و تلاوت کردن قرآن در آن ، بدرستي که شقي و بدعاقبت کسي است که محروم گردد از آمرزش خدا در اين ماه عظيم ... » .

خوشا به حال کساني که با خودسازي و پاک نمودن خود از صفات رذيله در ماههاي رجب و شعبان لياقت نشستن بر سر سفره رحمت خدا را پيدا کرده و خداوند آنها را به اين مهماني دعوت نموده و روزه آنها فقط تشنگي و گرسنگي کشيدن نيست بلکه تمام توجهشان به خداست ، و هر لحظه منتظرند که سر اين سفره پذيرايي معنوي ديگري از آنها بشود ، پس بياييم ما هم همنوا با اولياء خدا در اين ماه ، تمام توجه مان را به کسب رضايت ميزبان در سر اين سفره معطوف داريم . شايد که ما را هم از فيض هاي نامتناهي حضرت دوست نصبي باشد .  

با خاکيان افلاک نشين

عارف کامل

مرحوم رجبعلی نکوگويان

معروف به

شيخ رجبعلي خياط

خانه شيخ :

خانه خشتي و سادۀ شيخ که از پدرش به ارث برده بود در(تهران) خيبان مولوی کوچه سياه ها (شهيد منتظري) قرار داشت . وی تا پايان عمر در همين خانه محقّر زيست .

نکته جالب اين است که جناب شيخ يکي از اتاق هاي منزلش را به يک راننده تاکسي ، به نام مشهدی يدالله ، ماهيانه بيست تومان اجاره داد ، تا اينکه همسرآن راننده وضع حمل کرد و دختري به دنيا آورد که مرحوم شيخ نامش را « معصومه » گذاشت . هنگامي که در گوش نوزاد اذان و اقامه گفت ريال يک دو توماني پُر قنداقش گذاشت و فرمود : آقا يدالله ! حالا خرجت زياد شده از اين ماه به جاي بيست تومان ف هيجده تومان بدهيد .

لباس شيخ :

لباس جناب شيخ بسيار ساده و تميز بود ، نوع لباسي که او مي پوشيد نيمه روحاني بود . چيزي شبيه لباده روحانيون بر تن مي کرد و عرقچين بر سر مي گذاشت و عبا بر دوش مي گرفت . نکته قابل توجه اين بود که او حتي در لباس پوشيدن هم قصد قربت داشت . تنها يک بار که براي خوشايند ديگران عبا بر دوش گرفت ، در عالم معنا او را مورد عتاب قرار دادند . جناب شيخ خود اين داستان را چنين تعريف مي کند :

« نفس اِ عجوبه است . شبي ديدم حجاب دارم و طبق معمول نمي توانم حضور پيدا کنم ، ريشه يابي کردم ، با تقاضاي عاجزانه متوجه شدم که عصر روز گذشته که يکي از اشراف تهران به ديدنم آمده بود ، گفت : دوست دارم نماز مغرب و عشا را با شما به جماعت بخوانم ، من براي خوشايند او هنگام نماز عباي خود را بر دوش انداختم ... » ! .

غذای شيخ :

جناب شيخ دنبال غذاهاي لذيذ نبود ، بيشتر وقت ها از غذاهای ساده مانند : سيب زميني و فرني استفاده مي کرد . سر سفره رو به قبله و دو زانو مي نشست و به طور خميده غذا مي خورد ... هميشه غذا را با اشتهاي کامل مي خورد . هنگام غذا خوردن حرف نمي زد و دي گران هم به احترام ايشان سکوت مي کردند .

اگر کسي ايشان را به مهماني دعوت مي کرد با توجه ، قبول يا رد مي کرد .

از تأثير خوراک در روح انسان غافل نبود و برخي دگرگوني های روحي را ناشي از غذا مي دانست .

سفر عشق

 

 

با دل تنگ به سوي تو سفر بايد کرد

از سر خويش به بتخانه گذر بايد کرد

پير ما گفت زِ ميخانه شفا بايد جست

از شفا جستنِ هر خانه حذر بايد کرد

آنکه از جلوه رخسار چو ماهت پيش است

بي گمان مُعجزه شَقِ قمر بايد کرد

گر درِ ميکده را پير به عشاق گشود

پس از آن آرزوي فتح و ظفر بايد کرد

گر دل از نئشه مي و دعوي سر داری داشت

به خود آييد که احساس خطر بايد کرد

مژده اي دوست که رندي سر خُم را بگشود

باده نوشان لب از اين مائده تر بايد کرد

در ره جُستن آتشکده سر بايد باخت

به جفاکاري او سينه سپر بايد کرد

سر خُم باد سلامت که به ديدار رُخش

مستِ ساغر زده را نيز خبر بايد کرد

طُره گيسوي دلدار به هر کوي و دري است

پس به هر کوي و در از شوق سفر بايد کرد

 

بر گرفته از

ديوان امام

« پير عاشقان و عارفان »

« حضرت روح الله الموسوی الخميني »

 

 

 

 

 hamidreza-56@hotmail.com

ديگران گر به تماشاي جمال تو خوشند

ما شب و روز به يک وعدۀ ديدار خوشيم

ملاقت يار

از بانوان مون و شيفته امام عصر (عج) که مدتها در آرزوی ديدار آن حضرت بوده اند در همين چند سال اخير در مجلس روضه خواني ، که در مجلسشان بر پا نموده بودند قبل از برگزاري مجلس رو به قبله می نشينند و از آن حضرت خواهش و تمنا مي نمايند که به مجلسشان تشريف بياورند و به دلشان الهام مي شود که خبري خواهد شد لذا از روز اول بالاي مجلس پتوي نويي را چهارلا مي کنند و پشتي بسيار خوب و نويي که هنوز از آن استفاده نشده بود روي آن پتو تکيه مي دهند و به شوهرشان هم ميگويند که هيچ کسي بر اين پتو ننشيند . اينجا را براي امام زمان ارواحنا فداء گذاشته ام که اينجا بنشينند .

شوهرشان هم تبسمي مي کند و مي گويد چشم ! . هر روز داخل مجلس از پشت پرده نگاه ميکنند که آقا تشريف آورده اند يا نه ؟ ولي خبري نمي شود تا اينکه روز آخر دلشان ميشکند و موقع نهار تا اينکه سفره را پهن مي کنند نگاهي مي کنند مي بينند سيد معممي با يک دنيا جلالت روي آن پتو نشسته است و همه حاضران ، مشغول صحبت بودند و به آن آقا توجهي نمي کردند . آن خانم ميگويد : حتي همسرم که به عادت از افرادی که وارد ميشدند استقبال مينمود به او بي توجه بود . خيلي تعجب کردم يکي از خانمها به من گفت چه عطر عجيبي امروز مجلس شما را فرا گرفته ، روزهاي قبل چنين عطري را نمي فهميديم . ديدم راست مي گويد و عطر عجيبي فضاي منزل را فرا گرفته است . غذا آماده شد و مهمانان مشغول خوردن غذا شدند از لاي پرده ديدم آن آقا با دست مبارکشان چند لقمه ای از غذا خوردند و گه گاهي بطرف آشپزخانه نگاه مي کردند و تبسم مي نمودند . بعد از غذا يکي از علما مشغول دعا شد ديدم آن آقا دو دست مبارک را بلند کردند و آمين مي گفتند .هنگام جمع کردن سفره که من از پشت پرده ظرفها را ميگرفتم و هنوز کسي از مجلس خارج نشده بود آن آقا را نديدم . زود همسرم را صدا زدم و به او گفتم : چرا آن آقا را بدرقه نکردي . گفت کدام آقا ! گفتم : همان شخصي که روي پتو نشسته بود . گفت : کسي آنجا نبود . گفتم : چرا آقا سيدي ... تا اين را گفتم ديدم همسرم متحول شد و گفت : اين عير عجيب از آن آقا بود گفتم بله . گفت : ولي من و افراد مجلس او را نديديم ... !

بر گرفته از سالنامه محض يار مهربان

|+| روشن شده توسط حمیدرضا در جمعه بیست و سوم شهریور 1386  |
 با خاکیان افلاک نشین ...

هو الرحمن و الرحيم

 

 

 


فرا رسيدن ماه مبارک رمضان بر شما خواهران و برادران عزيز و تمامی ملت بزرگوار ايران زمين مبارک باد .

 


اميد اينکه در اين ماه عظيم الشأن هر يک از ما بتوانيم از برکات بيکران اين ايام الله استفاده کنيم و بواسطه تمرين روزه جسماني مقام و منزلت روح و روان خود تا سر حد کمال سوق دهيم . عزيزان مي بايست حضرت حقتعالی را بسيار شاکر باشيم که عمر ما را پيوندی دوباره داد با ماه رحمت و پر برکت رمضان ؛ پس بياييد از خدای مهربان از صميم قلب و از اعماق وجود خود بخواهيم تا بواسطه اين ماه مبارک که قرآن عظيم الشأن و هميشه جاويدانش را به نيابت از تمام فرزندان حضرت آدم (ع) بر حضرت خاتم الأنبيا محمّد بن عبدالله (ص) نازل نمود ما را مورد مغفرت و رحمت بي کرانش قرار دهد و به همه ما و تمامي اهل ايمان و آزادگان جهان به ديدار نور چشم رسولش – حضرت ولی عصر (عج) – در دنيا مفتخر گرداند و همنشيني با رسول بزرگوار و خاندان مطهرش را نصيبمان گرداند .

 

با خاکيان افلاک نشين

عارف کامل

مرحوم رجبعلی نکوگويان

معروف به

شيخ رجبعلي خياط

عبد صالح خدا « رجبعلی نکوگويان » مشهور به « شيخ رجبعلی خياط » در سال 1262 ه.ش در شهر تهران ديده به جهان گشود . پدرش « مشهدی باقر » يک کارگر ساده بود . و به سن 12 سالگی پدرش از دنيا رفت و شيخ را که از خواهر و برادر تني بي بهره بود ، تنها گذاشت .

از دوران کودکی شيخ بيش از اين اطلاعی در دست نيست ، اما او خود از مادر گراميش نقل ميکند :

« موقعی که تو را در شکم داشتم ، شبي پدرت – که در چلوکبابی کار مي کرد – کباب درسته به خانه آورد . خواستم بخورم ديدم که تو به جنب و جوش آمدي و با پا بر شکمم مي کوبي ، احساس کردم که از اين غذا نبايد بخورم ، دست نگهداشتم و از پدرت پرسيدم که شبها از مانده کباب مشتری به خانه می آوردی ، چه شد که امشب کباب درسته آوردی ؟ پدرت گفت : حقيقت اين است که اين کبابها را بدون اجازه (صاحب کبابی) آوردم ! من هم از آن غذا مصرف نکردم » .

اين حکايت نشان مي دهد که پدر شيخ ويژگي قابل ذکری نداشته است .

به سخناني از آن عارف تهرانی بسنده مي کنيم تا در مجالي ديگر به زندگی و مرام شيخ بزرگوار بپردازيم .

يکي از شاگردانش از او نقل مي کند که فرمو د:« با خداوند انسي داشتم ، التماس کردم که سرّ خلقت چيست ؟ به من فهماندند که سرّ خلقت احسان به خلق (خدا) است . »

|+| روشن شده توسط حمیدرضا در جمعه شانزدهم شهریور 1386  |
 میلاد منجی بر همگان مبارک باد

سلام بر منجي موعود حضرت مهدي (عج)

و سلام و تبریک و تهنيت بر همه اهل ايمان

و تقديم بهترين شادباشها برای شما خواهران و برادران هم ميهنم

 

و  با عرض  بهترين تبريک ها براي تمام شما ملت بزرگوار ايران زمين

ملتی که هميشه مجنون وار عاشق حضرت خاتم الأنبيا حضرت محمد بن عبدالله (ص) و فرزندان دختر گراميش بوده ، هستند و ان شاء الله به کوری چشمان ناپاک خائنين به ايران اسلامي و دشمنان خارجي هم آخورشان که قطع به يقين از نطفه های ناپاک آن طاغوتی ملعون - شيطان ملعون – هستند تا آخر الزمان نيز عاشق آن حضرات اهل بيت (ع) خواهند بود .

واما بعد ...

اي خواهران و برادران هم ميهنم بدانيد و آگاه باشيد که تنها راه سعادت دنيا و آخرت شما همانا نيست راهي بجز راهي که رسول خدا (ص) نشان داد و جانشين بزرگوارش حضرت علی بن ابی طالب (ع) و همسر نازنينش ، دختر رسول گرامي خدا ، حضرت فاطمه زهرا (س) و فرزندان  گرانقدرش آن راه را برای تمام انسانهای حقيقت جو و طالب کمال انسانيت چراغ هدايت بودند .

پس عزيان همانا بدانيد که راهي بجز آن راهي شيطانی بيش نيست و نتيجه ای جز سقوط و انحطاط اخلاقی و انساني هيچ منفعتي در بر ندارد ؛ آنچنان که در جوامع غربي و عربی نيز مي بينيم و مطلعيم . عزيزان دولتهاي غربی در راس آنها سردمداران آمريکای پليد و روباه پير  انگلستان در زير لوای حقوق بشر و به نام آزادی تمام انسانها را به یوغ خود دئر می آورند تا استثمارشان کنند . با پهن کردن دامهايي چون آزادی ، دموکراسي هاي توخالی و رواج بی بند و باريهاي اخلاقی و غير انسانی زنان و مردان و دختران و پسران بيگناه را بواسطه بي فکريها و و لذت بردن از دل خوشيهای زود گذر  حيواني آنها را تا رده حيوانات جنگل که خلقتشان را تنها در خوردن و خوابيدن و ارضاء شهوات نفسانی و جنسی می باشد در فاضلاب و گندابها رها مي کنند . و متأسفانه کم نيستند از ملت ايران ما که غيرت و شرف و پاکی ايراني را حاضرند با بي غيرتی و بيشرفي به نام آزادی و دموکراسي معاوضه کنند . عزيزان من هرگز مدعي نيستم که مملکت ما بي و عيب و نقص است و حکومت ما به تما معني به وظيفه ديني و ملي خود عمل ميکند . و کساني که تا قبل از انقلاب سخنان و افکار و رفتار معمار انقلابمان پير عارفان و عاشقان خميني کبير را تفسير به راي ميکردند و در مقابل ايشان و يرانشان آن رهبر فرزانه جبهه گيري مي کردند اما بعد از پايان يافتن جنگ و رحلت نابهنگام پير و مرادمان خمينی کبير آن خائنان به نام دين و به نام خون پاک شهداي انقلاب و جنگ تحميلي و به نام آزادگان و جانبازان عزيزمان چه خونها به شيشه نکردند و به قول حاج صادق آهنگران

علی جان اين کوفيان با کياست جدا کردند دين را از سياست

اما دوستان وبزرگواران بدانيد اين مملکت من و شماست مملکتي با فرهنگ و ملتي همواره متدين و مومن . عزيزان به جز  من و شما پاکان  اين مملکت آباد و سرافراز نخاهد بود آبادانی و سافرازي ايران اسلامي ما در اجرای خواسته هاي غربيان به رهبري آمريکای جنايتکار نيست عزيزان آناني که به بهانه آزادی و دموکراسي به کشورهای اجنبي و خاصه آمريکا فرار می کنند و از تلويزيونهاي آمريکايي با بودجه هاي کلان سازمان جاسوسي آمريکا ارتزاق مي کنند با خائنين داخلي هيچ تفاوتي ندارند که همه آنها هم آخورند و در بند شيطان ملعون . آنها نيز دروغگويي بيش نيستند که آزادی و دموکراسي را تنها در کاباره ها و رقاص خانه ها و. پارتي ها جستجو مي کنند و کم نيستند افراد بي فکری که به بهانه های واهی و بي ارزشي به راحتی در دام آنها گرفتار مي شوند و جز بي شرفي و بي غيرتي راهي در پيش نمي گيرند .

کلام کوتاه کنم . عزيزان و دوستداران حقيقت بدانيد دين مبين اسلام جز سعادت و خوشبختي به تمام معني چيز ديگر در بر ندارد ،  کافي است به قرآن کريم و نهج البلاغه عزيز و صحيفه سجاديه که از افتخارات تمام مومنان و آزادگان جهان است چنگ زنيم و خود را به اخلاق خوش حضرات اهل بيت آراسته کنيم و در مسيري که خوش آيند حضرت مهدی (عج) است گام زنيم .

مبارک باد میلاد با سعادت حضرت صاحبالزمان بر رسول خدا محمد بن عبدالله و جانشین بر حقش امیر مومنان حضرت علی بن ابی طالب (ع)  و زهرای اطهر (س)
 
و تبریک وتهنیت باد بر تمام حضرات اهل بیت (ع)
 
و مبارک باشد این خجسته روز بر سلطان ابالحسن علی بن موسی الرضا (ع)
 
   
به امید ظهور حضرت مهدی (عج) آنگاه که بیاید و انسانها را از جهل و خود پرستی های حیوانی نجات بخشد .
 
 
 
مهدیا گوشه چشمت غم عالم ببرد
حیف باشد که تو باشی مرا غم عالم ببرد
 
 
 
 
|+| روشن شده توسط حمیدرضا در سه شنبه ششم شهریور 1386  |
 مهیا شدن بهر سفر عشق

 

 

هوالرّحمن و الرَّحيم

بنام حضرت دوست که هر چه داريم از اوست

مبارک باد فرا رسيدن ماه مبارک شعبان ، ماه رسول خدا .

مبارک باد بر همه ملتها و شما برادران و خواهران مومن و بزرگوارمان فرا رسيدن روزميلاد

سرور آزادگان و آقای جوانان دو جهان

حضرت حسين بن علی (ع)

 

جبرئيل به امر قادر لم يزلي

بر لوح فلک نوشت با خط جلي

شد باز در رحمت خداي ازلي

در روز ولادت حسين بن علي (ع)

 

 

و مبارک باد بر همه خلق الله ميلاد فخر بشر مير و علمدار آزادگی و آزادی

حضرت ابالفضل العباس بن علي (ع)

 

امـير لـشکـر عـشق است عبّاس

درياي پهناور عشق است عبّاس

سـپـهر جـود را خـورشـيد آمـد

جــهـان را مــايـه امــيـد آمــد

و مبارک باد بر تمام بندگان صالح خداوند متعال ميلاد فرخنده زينت عابدان

حضرت سيد الساجدين علی بن حسين (ع)

 

 

با قامت عصمت و حيا مي آيد

با بانگ مناجات و دعا مي آيد

ميلاد عبادت است يعني سجاد(ع)

از سوی خدا به سوی ما می آيد

 

و اما بعد ...

« ای خدا ، آن کيست که شيريني محبت تو را چشيد و غير از تو کسي را خواست ؟ و آن کيست که به مقام قرب تو انس يافت ، و لحظه ای از تو روي بر گردانيد ؟ »

اول قدم : شناخت

بايد دانست آن کسی که نمي تواند خود را بشناسد ، بي شک از کسب معرفت خالق خود خود عاجزتر است .لذا شناخت نفس مقدمه اي براي شناخت حضرت رب الارباب .

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود

به کجا مي رويم آخر ؟ ننمايي وطنم !

 

|+| روشن شده توسط حمیدرضا در جمعه بیست و ششم مرداد 1386  |
 وقت سفر رسیده ...
سلام بر تمام انبیا و رسولان و مقربان درگاه حضرت حق تعالی
 
و سلام و بهترین درودها بر رسول خدا محمد بن عبدالله (ص)
 
و درود بی کران بر نایب بر حق رسول خدا حضرت علی بن ابی طالب (ع) و همسر گرامی او فاطمه اطهر (س)
 
و سلام ودرود جاوادنه بر آن امام غایب از نظر مهدی موعود (عج)
 
فرا رسیدن ایام خود سازی رجب و شعبانیه و ماه مبارک رمضان را به همه آنان که طالب رسیدن به کمال  انسانیت هستند تبریک و تهنیت عرض می کنم . امید که همه مشتاقان رسیدن به حضرت حق تعالی بتوانند با مدد گرفتن از رسول گرامی محمد مصطفی (ص) و وصی بزرگوارش حضرت علی (ع) و همسر گران قدرش حضرت زهرای اطهر (س) و یازده فرزند گرامیش بهره گرفته و بتوانند جهان ژر از ظلمت را که خود برای خود ساخته ایم رها کنیم و به سرای نور قدم گذاریم .
البته طی نمودن این مسیر بی همرهی استاد و رفیق راه و بدون زاد و توشه میسر نیست . می بایست از این ایام با ارزش که حضرت حق در اختیار ما گذارده بهترین استفاده را انجام دهیم .
اما هر سفر را زمانی است که بهترین زمان سفر برای مسافران سرزمین نور « سحر » است . چرا که گفته اند سحر وقت مسافرت رهروان است و نسیم آن چون دم عیسوی علاج بیماران .
وقت سفر رسیده یعنی سحر رسیده
بیدار باش بیدار قم یا أیها المزمل
( استاد گرامی آیت الله حسن حسن زاده آملی )
 
|+| روشن شده توسط حمیدرضا در شنبه سیزدهم مرداد 1386  |
 فاطیما : شهی که ماه به فرمان او بود تابان ....
مبارک باد میلادمبارک و فرخنده
 
امير مومنان حضرت علی بن ابی طالب (ع)
 
بر همه عاشقان و طالبان حق و حقيقت
 
مبارک باد مولود مکه مولود خانه خدا متعال
 
مولودی که تا پايان عمر نازنينش همواره خار چشم و استخوان در گلوی نارقين ، ناکثين و مارقين بود .
 
مبارک باد بر خاندان و اهل بیت رسول خدا و همه اهل ایمان
 
شهی که ماه ، به فرمان او بود تابان
 
مهی که چرخ ، به تأیید او بود دوار
 
قضا به حضرت او ، تابع است و فرمانبر
 
قَدَر به درگه او ، چاکر است و خدمتکار
 
 
برادرم ! نعمت بيداري ، روزي هر بي سر وپايي نمي شود ؛
 
و اين پيک کوی وفا با هر دلي آشنا نمي شود .
 
آیت الله حسن زاده آملی
 
|+| روشن شده توسط حمیدرضا در جمعه پنجم مرداد 1386  |
 
 
تبریک و تهنیت باد بر پیامبر اعظم محمّد رسول الله (ص)
 
تبریک و تهنیت باد بر امیر مومنان علی بن ابی طالب و فاطمه اطهر (ع)
 
و تبریک و تهنیت باد بر امام کاظم (ع) و هشتمین امام همام علی بن موسی الرضا (ع)
 
میلاد مبارک کریم ترین و جوان مردترین و جوان ترین امام و رهبر شیعیان
 
حضرت جواد الأئمه (ع)
و
 
سلام بر امام جواد (ع)
 
امام جواد مولای من شفاعت کن تعجیل در فرج فرزند گرامی و نور چشمت
حضرت مهدی (عج)
 
آید وصال و هجر غم انگیز بگذرد
ساقی بیار باده که این نیز بگذرد
ای دل به سرد مهری دوران صبور باش
کز پی رسد بهار ، چو پاییز بگذرد
 
مرحوم رهی معیری
 
 
|+| روشن شده توسط حمیدرضا در چهارشنبه سوم مرداد 1386  |
 
 
 
 
 
با سلام
این وبلاگ بزودی افتتاح می گردد .
 
مهدیا گوشه چشمت غم عالم ببرد
حیف باشد که تو باشی مرا غم عالم ببرد
 
مهدیا
 
پرده بر دار ز رخ
چهره گشا ناز بس است
عاشق دلسوخته را دیدن رویت هوس است
 
 
و سلام بر آنان که طالب حق و حقیقتند .  آنان که از خود گذشتن را در هر زمان و مکان در آموزشند تا آنگاه که به خدایی رسند .
سلام بر آنان که از عباد صالحینند . از مقربان درگاه حضرت دوست .
سلام بر آنان که از منيّت خویش گذشتند تا محرم درگاه خداوندگار جهانیان گشتند ؛ همانان که محرم گشتند در پیشگاه مهدی فاطمه (عج) ، همانان که چشم از ناپاکی های دنیا و از حرامهای دنیا بر گرفتند تا  لحظه ای بدیدار جمال آن مه جبین دوزند اگر چه به قدر یک پلک زدن باشد یا که آخرین نفَس های دنیایی خویش . 
 
 
 
کجایند آنانکه به نظر خاک را کیمیا کنند
                                     
                                     
آیا شود که گوشۀ چشمی به ما کنند
 
 
|+| روشن شده توسط حمیدرضا در جمعه یازدهم خرداد 1386  |
 
 
بالا